الفيض الكاشاني

154

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

تخته سنگ سخت در شب تاريك پنهان‌تر است ؛ از اين رو علماى بزرگ از آگاهى بر خطرهاى آن عاجز شده‌اند ، چه رسد به عامهء خداپرستان و پرهيزگاران . ريا از واپسين بلاهاى نفس و مكرهاى پنهان آن است ؛ و همانا علما و خداپرستانى كه همت گماشته و براى سلوك راه آخرت كوشايند به آن گرفتار مىشوند ؛ زيرا آنها هرگاه نفوس خود را مغلوب ساخته و به مجاهده با نفس مىپردازند و آن را از شهوتها منع و از موارد شبهه حفظ مىكنند و به زور آن را به انجام انواع عبادتها وادار مىكنند نفوس آنها از طمع كردن در گناهان آشكار كه به وسيلهء اعضاى بدن انجام مىشود عاجز مىگردد ؛ بنابراين نفس با تظاهر به كار خير و اظهار علم و عمل خواستار استراحت مىشود و راه فرارى از زحمت جهاد با نفس به لذّت مقبوليت خود نزد مردم ، مىيابد و مىبيند كه با ديده احترام و تعظيم به او مىنگرند . پس به اظهار بندگى مىشتابد و به اطلّاع مردم مىرساند و تنها به اطلّاع خالق از عبادات او قناعت نمىكند و از ستايش مردم شاد مىشود و تنها به سپاس خدا قانع نمىشود ؛ و نفس مىداند كه هرگاه مردم بدانند كه وى تمايلات را رها ساخته است و از موارد شبهه خويشتن را حفظ و عبادتهاى سخت را تحمّل مىكند ، زبان به مدح و ثنايش مىگشايند ، و در ستايش او مبالغه مىكنند و به ديدهء احترام و تعظيم به دو مىنگرند و به ديدار او تبرّك مىجويند و به دعاى او راغب مىشوند و بر پيروى او حريص مىشوند و جلوتر از همه به او سلام و خدمت مىكنند ، و در مجالس بسيار احترامش مىكنند ، و در معاملات و خريد و فروش نسبت به او گذشت مىكنند و در مجالس او را جلو مىاندازند و در خوراك و پوشاك او را بر خود ترجيح مىدهند و به تواضع در برابرش كوچكى مىكنند و در اهدافش مطيع او مىشوند و او را احترام مىدارند . پس نفس در اين موارد به بزرگترين لذّتها و اغلب شهوتها دست مىيابد و ترك گناهان و لغزشها در نظرش كوچك مىآيد و سختى مواظبت بر عبادتها به نرمى و راحت طلبى مبدّل مىشود ، چون بهترين لذّتها و شهوتها را در درون خود ( تمايلات درونى ) ادراك